محمد تقي جعفري

300

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

آن . ولى چه آگاهانه و چه نا آگاه ، دو قسم قضيه سازى در ذهن ما بجريان مىفتد : يكى اين كه اين حركت سريعتر از آن حركت است ، آن ديگرى كندتر از اين حركت است . دوم اين كه علت حركت سريع شدت تأثير عامل گريز است كه حيوان را وادار به حركت سريعتر مىنمايد . 3 - بهره بردارى از اين قانون ذهنى كه پديده اى كه بعنوان يك معلول در جهان عينى بروز مىكند ، با تكرار علت حتماً همان معلول تكرار مىگردد لذا اين معلول يك پديدهء منحصر به فرد ، در جهان عينى نيست . پس بايد به استقراء و تجربه پرداخت و اين معلول را در شرايط و موقعيتهاى مختلف مورد بررسى قرار داد . 4 - اگر از استقراء و تجربه‌هاى فراگيرندهء همهء موارد ، توانستيم بيك قضيهء عمومى كه در همهء موارد صدق مىكند ، برسيم ، ما قانون كلى آن موارد را بدست آورده‌ايم . ملاحظه مىشود كه كليت از مرحلهء چهارم يعنى از ارتباط علمى با موضوع انتزاع مىشود ، در صورتى كه همهء مراحل ما قبل مرحله چهارم در بوجود آمدن جريان علمى ضرورت داشته است . 5 - هنگامى كه قانون كلى از استقراء و تجربه‌ها بدست آمد ، يك عده پديده‌ها بعنوان شرايط و موانع مفاد قانون نيز مطرح ميشوند . شرط دوم - قابل پيشبينى مشروط بدانجهت كه هر رويدادى در جهان واقعيتها وابسته به شرايط و مقتضيات و عدم موانع است ، بنا بر اين ، قوانين علمى كه مستند به جريان همان رويدادها است ، مشروط مىباشند ، خواه اين شرط در متن قانون تصريح شده باشد ، يا نه . ما مىدانيم كه ماه در موقع فاصلهء زمين ميان خورشيد و ماه ، خسوف مىكند . اين قانون با دو شرط لازم مشروط است : يكى اين كه - هيچ تغييرى